X
تبلیغات
رایتل
... مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

شب ششم

یا او


شب ششم. چقدر "ش". خیلی های دیگرشان نیز جایشان خالیست.

 شمع، شیرین، شب، شکوه، شیراز، شنزار، شوش، شیمیایی، شیدایی، شفق و ...    شما...

جای آخری از همه خالی تر است. آنقدر خالی ست که همه چیز را نیز به ورطه نیستی کشیده...

ای که وجودت یک تنه، پر کننده دنیای من است، این روح آشفته و سردرگم مرا دریاب...

مگر نه اینست که امروز را در کنار اهل بیت امام عصرمان (روحی و ارواح العالمین له الفداه) گذراندی؟ پس چرابا منِ بی دلِ بی حاصل چنین روا میکنی؟ ...

چندی پیش نوشتم که بدین امید روی پا هستم که "میگذرد"، اما امروز می نویسم که دیگر نمی گذرد... 


                                                برگرد ...


الها...

تو را به دست و صورت و کوچه و سیلی قسمت میدهم، که سینه بیتاب مرا دمی التیام بخشی...



نسخه قابل چاپ | تاریخ: پنج‌شنبه 25 فروردین 1390 ساعت:15:32 | نویسنده:ما | 1 نظر
حدیث روز